✅ Get Used To
وقتی میگیم get used to یعنی فرد در حال عادت کردن به یک شرایط جدید، رفتار جدید، آدم جدید یا هر چیز دیگهای هست.
📌 ساختار:
get + used to + noun / gerund (verb + ing)
- noun → اسم
- verb-ing → فعل با ing
🔹 کاربرد اصلی: وقتی چیزی اولش سخت یا عجیب بود، ولی کمکم برات طبیعی میشه.
با اسم (noun)
I’m getting used to the new school.
دارم به مدرسهٔ جدید عادت میکنم.
دارم به مدرسهٔ جدید عادت میکنم.
She’s getting used to her new phone.
داره به گوشی جدیدش عادت میکنه.
داره به گوشی جدیدش عادت میکنه.
We’re getting used to the weather here.
داریم به آبوهوای اینجا عادت میکنیم.
داریم به آبوهوای اینجا عادت میکنیم.
با فعل + ing
I’m getting used to waking up early.
دارم به زود بیدار شدن عادت میکنم.
دارم به زود بیدار شدن عادت میکنم.
He’s getting used to driving in traffic.
داره به رانندگی توی ترافیک عادت میکنه.
داره به رانندگی توی ترافیک عادت میکنه.
They’re getting used to working from home.
دارن به کار کردن از خونه عادت میکنن.
دارن به کار کردن از خونه عادت میکنن.
گذشته (got used to)
I finally got used to my new job.
بالاخره به کار جدیدم عادت کردم.
بالاخره به کار جدیدم عادت کردم.
She got used to living alone.
اون به تنها زندگی کردن عادت کرد.
اون به تنها زندگی کردن عادت کرد.
منفی
I can’t get used to this heat.
نمیتونم به این گرما عادت کنم.
نمیتونم به این گرما عادت کنم.
He’s not getting used to the noise.
اون به این سر و صدا عادت نمیکنه.
اون به این سر و صدا عادت نمیکنه.
🌟 جملات مکالمهای
Give me some time. I’m getting used to it.
یه کم وقت بده. دارم بهش عادت میکنم.
یه کم وقت بده. دارم بهش عادت میکنم.
Don’t worry, you’ll get used to it soon.
نگران نباش، زود بهش عادت میکنی.
نگران نباش، زود بهش عادت میکنی.
It was hard at first, but I got used to it.
اولش سخت بود، ولی عادت کردم.
اولش سخت بود، ولی عادت کردم.